گذار تا ببوسم تُنگ دهان تنگت
آهسته تا نریزد خون از لب قشنگت
بگذار تا بگویم از عشق با تو بسیار
شاید اثر کند مهر در قلب پاره سنگت
بگذار تا بگیرم گیسوی تابدارت
ای وای بی سپر چون بگریزم از خدنگ
بگذار بوسه گیرم از گونه های سرخت
بسیار بوسه گیرم از روی شوخ وشنگت
بگذار تا بنازم بر ناز چشم نازت
یک لحظه آرمیدن با غیر دوست ننگت
تو آهویی و عشقت چون پنجه ی پلنگ است
آهو توان گریزد از پنجه ی پلنگت؟

نظرات شما عزیزان:
|