دیگه خودمو باتو می شناسم
خیلی وقت دیگه به خودم فكرنكردم ولی به تو چرا
همیشه هستی انگار
وفتی میبینمت ازخودم میپرسم همیشه هست آیا؟؟
آرزوهای بزرگی داشتم
ولی دیگه نمیتونم پیداشون كنم می دونی؟
این كه چرا اینجام
اینكه چرا دارم الان مینویسم
نمیدونم
اینكه اسم این همه حس و حال خوب به تو چه زیباست
نمیدونم
منو می شناسی؟؟
ازتوو چشای عكسای بچگیتم انگار
انگار
انگار میدونی كه منی هست كه یه روزی به خودش فكر نكنه
ولی به تو چرا